اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1908

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

او را به عذاب آتش . ص 536 ، س 2 : هلا شفقت . . . چرا به دلش ننگريستى ؟ ص 536 ، س 3 : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . . اى كسانى كه باور آورده‌ايد ، چون در راه خدا كارزار كنيد ، نيك بنگريد و آن را كه بر شما درود مىفرستد ، نگوييد كه تو مؤمن نيستى . شما خود پيش از اين همچنان بوديد . ص 536 ، س 9 : امرت ان اقاتل . . . به من فرمان داده‌اند كه با مردم بجنگم تا بگويند : خدايى جز خدا نيست . ص 536 ، س 18 : صلوا خلف . . . نماز بخوانيد پشت سر هركه گفت خدايى جز خدا نيست ، و نماز بخوانيد بر هركه گفت خدايى جز خدا نيست . ص 538 ، س 13 : انا وجدنا . . . ما پدرانمان را بر يك راه يافتيم . ص 540 ، س 7 : صلوا على كل . . . نماز بخوانيد بر هركه گفت خدايى جز خدا نيست . ص 540 ، س 11 : و لا تصل على . . . بر هيچ يك از ايشان كه بميرد ، نماز نخوان . ص 540 ، س 20 : صلوا على . . . بر دوست‌تان نماز بخوانيد . ص 541 ، س 17 : صلوا خلف . . . نماز بخوانيد پشت سر هركسى كه بگويد « خدايى جز خدا نيست » . ص 541 ، س 18 : صلوا خلف . . . نماز بخوانيد پشت سر هر نيكوكار و بدكارى . ص 542 ، س 4 : لا طاعة لمخلوق . . . فرمانبرى آفريدگان كه به نافرمانى از آفريننده بينجامد ، نشايد .